نوشتار وادی پنجم
وادی پنجم
در جهان ما تفكر، قدرت مطلق حل نيست .بلکه توام با رفتن و رسيدن ، آن را كامل مي نمايد .
در اين وادي ما بايستي تفكرات خود را از قوه به فعــل در آوريم، به عبارت ديگـر هرچه فكركردهايم در با آن دسته از افكاري كه منطقي هستند وارد مرحله اجرايي و عمل شويم و ساختارهاي جديد را بوجود آوريم.
در اين قسمت بايد پاك سازي و سازندگي را از خود آغاز نماييم و اگر خوب فكر كرده باشيم قطعا" به اين نتيجه رسيده ايم، تا زمانيكه خود را اصلاح ننمائيم خيلي مشكل بنظر ميرسد، قادرباشيم اين اصلاحات را بخواهيم درحد خانواده و ديگران گسترش بدهيم . براي اصلاح اخلاق و رفتار و كردار و منش خود ، در كل بايستي سه اصل، پندار نيك ، گفتار نيك و كردار نيك را هميشه در نظر داشته باشيم . چون وقتي انديشه و تفكرات ما نيك باشد به صورت خودكار گفتار ما هم نيك خواهد شد و زماني كه گفتار ما نيك باشد به طرف كردار نيك هم رهنمود خواهيم شد . بنابراين براي شروع مرحله پاك سازي خودمان و حركت به طرف ارزش ها بهتر است كه پله هائي در نظر بگيريم كه نقطه عطفي مي باشند و تا زماني كه اين پله ها را عملا" طي ننماييم مشكل است به روشن بينـي لازم و يا ديد كلي دست بيابيم .البته
لازم به ذكـراست اين پله ها را قادر نخواهيم بود يك روزه به انجام برسانيم بلكه شايسته است به مرور زمان به انجام برسانيم ولي هر قدم كوچكي هم برداريم ما را به هدف نزديكتر مي گردانند. اكنون به طور خلاصه به شرح آنها ميپردازيم .
1- برگشت از ضد ارزش ها
روسح و روان آدمي چون اصولا" پاك و بي آلايش است، وقتي كه به ضدارزش ها آلوده گردد بيقرار ميشود، و اين ضد ارزش ها به صورت عام و كلي ميباشد و فقط نميتواند شامل موادمخدر باشد، بنابراين بايستي از ضدارزشها پرهيز نماييم، در اينجا ما فرا ميگيريم كه بتوانيم چندكار را با هم انجام دهيم و هماهنگي بين تمام سطوح زندگي خود بوجود آوريم .
2- خودداري خودداري از انجام كارهايي كه خوبي و بدي آنها براي ما قابل ترديد است . براي مثال ما نمي دانيـم درمكاني كه مواد مخدر مصرف ميكنند و يكي از دوستان صميمي ما آنجاست براي ديدن دوستمان آيا بايد به آن مكان وارد شويم يا خير؟ در اين صورت چون نيك و بد آن را نميدانيم بايستي از رفتن به آن مكان خودداري نماييم.
3- قناعت شايسته است در تمام طول درمان خودمان خصوصا" در سفر اول و بعداز آن با حداقل امكانات زندگي نماييم، در اين قسمت انحرافي بوجود نيايد كه ما بايستي تا آخر عمرگدا و مفلس باشيم! نه، ما بايستي در آينده پايه مالي زندگي خود را كاملا" مستحكم نماييم ولي از راه مستقيم، ولي نكته مهم اين است كه از امكانات اندكي هم كه فراهم نمودهايم بالاترين استفاده را بنماييم و هميشه براي چيزهايي كه داريم ارزش قائل شويم، كارمان صبح تا شب اين نباشد كه حسرت چيزهايي را كـه نداريم بخوريم. چون چيزي كه براي انسان باقي مي ماند، اندوخته انديشه و آگاهيهاي اوست كه كسب نموده است.
4- صبر
ما براي رسيدن به هدف خود و يا بهبودي و رهايي خود از دام اعتياد بايستي با بردباري صبركنيم و در صبرهم بيصبري نكنيم، چون تمام ساختارهـاي فكري ما ، توام با عملوصبر به نتيجه مي رسد، در حقيقت اگر گندم ميكاريم، فوري كه هفته آيندهاش محصول مانميرسد كه آنرا درو كنيم، بلكه با مراقبت و آبياري به موقع پس از فرآيند زماني خودش ميتوانيم محصول كاشتـه شـده را برداشت نماييم. در مسأله بيماري اعتياد ما هم اين قضيه صادق است. ما ذره، ذره به سلامتي خود نزديك ميشويم و يكي از مؤلفه هايي كه مسأله ما را حل ميكند زمان است . پس بايد صبركنيم ، آن هم صبرنيكويي .
5- وكيل
در طي مراحل مختلف و پيچ و خمهاي گوناگون كه سفر ميكنيم و باتمام تلاشي كه انجام ميدهيم ، شايسته است ، نيروي مافوق را وكيل خود گردانيم و هميشه نظر به فضل، خواست و ياري اورا مظهر همه چيز بدانيم تا او ما را همواره هدايت نمايد وكمك كند، فراموش نكنيم بايستي هميشه او را صدا بزنيم تا بيشتر ياريمان دهد .
6- رضا
شايسته است ما به قلبوزبان به آنچه نيروي مافوق براي ما تقدير نموده است همراه، راضي و خشنود باشيم، همراه با تفكر، تعقل و عمل ساختارهاي تازهاي را بوجود آوريم، چون چيزي كه ما را به راه مستقيم، هدف و فرمان عقل نزديك مينمايد ساختارهايي است درجهت ارزشها كه باتفكر ،تعقل و انجام بوجود ميآيد .
7ـ تسليم
اين مقام بالاتر ازمرحله رضاء ميباشد و حاصل نميشود مگربراي كساني كه مراتب و درجات پيشين راپيموده باشند و به بالاترين مرتبه يقين رسيده باشند، درمقام رضا هرچه نيروي مافوق مقرر فرمايد، موافق خواسته هاي ماست و راضي و خشنود ميشويم، اما در مقام تسليم ما را ديگر خواستهاي نيست جز خواسته نيروي مافوق بنابراين نه موافقتي داريم و نه مخالفتي، ناگفته نماند در اين زمان اجرا كردن مرحله تسليم فوق العاده دشوار و سخت است. ما از اكنون فقط با آن آشنا مي شويم و سعي مي كنيم به آرامي آنرا فرا بگيريم ولي اجراي اين مرحله شايد در پايان وادي چهاردهم و سفرسوم يعني رسيدن از خود به خالق قابل اجرا باشد.
به هر حال در وادي پنجم ما بايستي ساختارهاي فكري خود را به ساختارهاي عملي واجرايي تبديل نماييم.
