جهان بینی 2 روز شنبه92/7/6
قوانين حاكم بين ذرات نفس :
1ـ ذراتي كه داراي خواسته وحس مشترك هستند به سمت يكديگر جذب مي شوند ويكديگر را مي ربايند به قول معروف (آب مي گردد و گودال را پيدا مي كند). هرگاه قطرات جيوه را روي يك سطح پخش نماييم وهمين طور قطرات آب ، قطرات جيوه به سمت يكديگر جذب ميشوند و قطرات آب هم به سمت يكديگر.
خلافكاران همديگر را پيدا ميكنند و انسانهاي صالح هم به همين طريق عمل مينمايند. اين قانون شامل تمام ذرات هستي مي شود و مي توان گفت: هر كدام از ما در هستي مانند يك ذره عمل مي نماييم.
در جهان هر چيز چيزي جذب كرد سرد سردي كشيد و گرم ،گرم
هر خواستهاي از بدو شكفته شدن تا به انجام رسيدن، حس مخصوص به خود را پديد ميآورد. واين حس باعث جاذبه و يا دافعه بين ذرات نفس مي شود. خواستهها همانند دانهها و يا هستهها ميباشند، تا زمانيكه در زمين ويا بستر مناسب قرار نگرفتهاند شكفته نميشوند، هرگاه دانهاي ساليان سال در كيسهاي بماند، بدون تغيير مي ماند و جوانه نميزند البته در صورتي كه پوك نشود.! خواستههاي ذرات نفس هم به همين ترتيب شكفته ميشوند. يعني براي شكوفايي به بستر مناسب نياز دارند، از زمانيكه هسته در خاك قرار ميگيرد در آن تغييراتي بوجود مي آيد تا اينكه پس از مدتي پوسته خود را ميشكافد وجوانه ميزند. از اين لحظه حس به خصوصي در آن جريان مييابد، يعني خود، منشاء يك حس مي شود. خواسته هاي معقول ونامعقول نفس براي شكفته شدن به بستر مناسبي احتياج دارند.
1ـ هرگاه بستر منا سب محيا شود، ذراتي كه داراي خواسته و حس مشترك هستند دور يكديگر جمع ميشوند و به جهت تحقق خواستة خود سيستم هوشمندي را پديد مي آورند كه به آن «ساختار» گفته ميشود. حس مشترك، مولد ساختار است. هم ساختارهاي مثبت وجود دارد و هم ساختارهاي منفي. ما در اينجا فعلاً در مورد ساختارهاي منفي و باز دارنده صحبت ميكنيم، زيرا مشكلات ما تا حد زيادي به آنها مربوط مي شود. ذرات نفس مي دانند كه هرگاه با هم متحد شوند، قدرتمندتر ميگردند و رسيدن به خواستهها برايشان سهلتر وآسانتر مي شود.
براي اينكه اين مطالب را كاملاً متوجه شويم نظري به دنياي بيرون مياندازيم :
بر اساس يكي از نوشتا رهاي كنگره 60 {تمام هستي در هستي ماست } يا به گفته امير مؤمنان(ع)، انسان جهان اصغر است . آنچه در درون ما وجود دارد بايد مشابه وهمانندش در بيرون وجود دا شته باشد . نمونه ساده ساختار را ميتوان در يك اجتماع معمولي مثل يك شهر پيدا كرد ، مثلاً كساني كه در كار توليد كفش هستند يا فروش لاستيك ، حمل ونقل ، كارهاي ساختماني نظير زدن دار بست ، دور هم جمع مي شوند و يك ساختار را بوجود ميآورند كه در اصطلاح به آنها اتحاديه ، صنف يا سنديكا گفته ميشود . بسياري از مشاغل براي خود اتحاديه يا سنديكا دارند ، حتي رئيس و هيئت مديره و از اين جور مسائل . قانون دارند و نرخ . سنديكا به آنها كمك مي كند كه بتوانند از حقوقشان دفاع كنند . ومنافع خود را حفظ نمايند و در صورت امكان منافعي بيشتر و موقعيت بهتري كسب نمايند. در مقابل نوسانات بازار امنيت شغليشان حفظ شود. اگر شرايط بحراني شود آنها تصميمات بخصوصي مي گيرند ، مانند اعتصاب ، تحصن و تظاهرا ت. احتمالاً در اخبار شنيده ايد كه مثلا رانندگان كاميون در فرانسه دست از كار كشيدند، آن هم به دليل شرايط سخت كاري ويا پاپين بودن دستمزد . اين جور كارها همان تصميمات اتحاديه است . به جهت حفظ منافع افرادي كه شغل مشترك ومنافع مشتركي دارند . ميتوان گفت كه آنها خواسته وحس مشتركي دارند . نمونه ديگري از ساختارها كه بسيار هم معروف هستند سازمانهاي مافيائي است . اين سازمانها بسيار شبيه ساختارهاي باز دارنده دروني ما هستند. ميتوان گفت ايده برپايي اين سازمانها از روي ساختارهاي دروني خودما الهام شده است . اصولاً ما تمام چيزهاي را در بيرون از خود به وجود مي آوريم كه به نوعي در درون ما هم وجود دارد و ما وقتي به درجه خاصي از ادراك وشناخت ميرسيم آنها را در جهان پيرامون خود پديد مي آوريم . مثلاً كامپيوتر كه اختراع درجه 1 عصرما مي باشد از روي عملكرد مغز ساخته شده است و يا برنامه ويندوز كه قابليت انجام چند برنامه شامل تصاوير و اصوات را دارا است همانند ذهن ما كه در آن تصاوير و اصوات گوناگون به نمايش در آمده و پخش مي شوند و عمل مي نمايد ، بگذريم.
داشتيم در مورد مافيا صحبت مي كرديم ، فكر مي كنم اولين بار اين تشكيلات ، به شكل كنوني در سيسيل ايتاليا پايگذاري شد ، البته مطمئناً سازمانهاي مشابهاي قبل از آن بوده اند، مانند فراماسونري. و اگر در تاريخ رد پايش را دنبال كنيم شايد در زمان اهرام هم ساختارها وجود داشتهاند. سازمانهاي مافيائي در زمينه هاي مختلفي فعاليت دارند ودر آمد آنها هم سرسام آور است، مانند فروش اسلحه ، مواد مخدر ، قمار ، سكس ، الكل . شايد در آمد مافيا در مورد مواد مخدر از مرز 600 ميليارد دلار هم در سال بالاتر باشد و در مورد عنوان هاي ذكر شده ديگر، در همين حد و اندازه ها است. يعني در آمد كل مافيا در سال، بالاي دو سه هزار ميليارد دلارمي باشد . شايد هم بيشتر. اگر اين رقم را با در آمد كشور خودمان مقايسه نماييم {در حدود سي ميليارد دلار }در آمد مافيا دست كم 70 برابر در آمد كشور ما مي باشد !
خوب ، اين سازمانها ميتوانند كشورها را بخرند و بفروشند .حالا فكر مي كنيد سرمايه آنها چقدر است ؟ نمي دانم 50 هزارميليارد دلار شايد هم صد هزار ميليارد دلار ، خدا مي داند ؟ اما آنچه به درد ما مي خورد برداشت نكاتي در مورد اين سازمانها است ، تا بتوانيم شناخت عميقي نسبت به ساختارهاي خود پيدا نماييم وبا آنها درست روبرو شويم .
سازمانهاي ذكر شده درآمدشان از اسلحه ، مواد مخدر،الكل ، سكس ، قمار ... است كه براي مشتريان خود جز دردسر و بدبختي و جنايت نتيجه ديگري ندارد كه البته شامل حال خودشان نيز مي شود ، اكنون همه ما مي دانيم كه لااقل مصرف مواد مخدر خواسته معقولي نمي باشد ، زيرا باعث بدبختي و بيچارگي ما شده است ، بقيه اقلام ( قمار ، اسلحه ، سكس ، الكل ) هم تخريب هاي مشابهي بوجود مي آورند. ولي از همه مهمتر اينكه خواستههاي نامعقول انسانها، در واقع نفس گرسنه آنها باعث شده است كه برخي انسانهاي ديگر بتوانند با تشكيل سازمانهاي قدرتمندي با بر آوردن نياز ناشايست و نامعقول مردم منابع مالي عظيمي را براي خود ذخيره نمايند. در واقع همين خواستههاي نامعقول انسانها بستري مناسب را براي تشكيل چنين ساختارهاي پديد آورده است .
همان طور كه اشاره شد هر ساختار داراي دو هدف اصلي است :
1- حفظ وبقاي خود 2- رشد و توسعه
ساختارها به صورت شبكه اي عمل مي نمايند، حتماً اكثر شما فيلم پدر خوانده را ديده ايد كه البته يك فيلم است ولي چندان هم بي ربط و غير واقعي نمي باشد در آن فيلم سران مافيا به دور هم جمع مي شدند كه هر كدام ريس يك خانواده بودند. در واقع هر كدام ريس يك ساختار بودند آنها در مورد سياست كليشان صحبت ميكردند هر گاه يكي از خانواده ها در خطر ميافتاد، بقيه از او حمايت ميكردند و هرگاه خانوادهاي تخلف مي كرد با آن برخورد ميكردند و حسابش را ميرسيدند چون حفظ و بقاي كل سيستم مطرح بود .
قوانين ذكر شده در بين ساختارها جاري است و رعايت مي شود هنگاميكه ساختارها با هم به صورت شبكهاي متحد باشند قدرتشان چند برابر مي شود.
حالا برويم به سراغ ساختارهاي دروني خودمان. در درون ما ساختارهاي مانند اعتياد ، ترس ، نااميدي ، منيّت ، تنفر ، كينه ، شهوت ميتواند وجود داسته باشند ، هر كدام از حسهاي ذكر شده ميتواند مولد يك ساختار باشد، و اين طبق تعريف ماست. هر دسته از ذزات نا خالصي نفس كه حس مشترك دارند با جمع شدن به دورهم يك ساختار منفي و باز دارنده را پديد مي آورند آنها به صورت شبكهاي با هم در ارتباط هستند و زمانيكه يكي از آنها دچار مشكل شود به كمكش ميروند و از آن حمايت ميكند زيرا ميدانند اگر بگذارند يك ساختار منهدم شود به زودي نوبت خودشان ميشود. ساختارهاي بيروني داراي در آمد مالي وذخاير مالي هستند يعني پول وثروت را ذخيره ميكنند و به جريان مياندازند و با آن سروكار دارند ولي ذخاير ساختارهاي دروني چيز ديگري است كه به آن انرزي ميگوييم
يك اصل مهم :
پول در جهان بيرون هم ارز با انرژي در جهان درون است، البته از آن جايي كه پول از روي انرزي شبه سازي شده است كارايي وقدرتش همانند انرژي نمي باشد . قبل از ادامه بحث بهتر است كمي در مورد انرژي صحبت كنيم.